-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در آستانه اربعین حسینی
این خیمه، این حصن حصین را دوست داریم این روضههای آتشین را دوست داریم با گریههـای خود حـماسه خلـق کردیم اشک بصیـرتآفـرین را دوست داریم " إِنَّ مَعی رَبِّـی سَـیـهـْدین " بـر لب ما تـکـرار آیـات مـبـیـن را دوست داریم " اَلــعـــِزَّةُ لله " نــقــش خـاتـم مـاسـت همواره این نقش نگین را دوست داریم اســلام آل الله اســلام ســیــاســیســت ما اعـتـقـادی اینچـنین را دوست داریم "هَیهـات مِنَّ الذِّلَّه" ما را رهـنمون شد تبـیـین دستـورات دین را دوست داریم دست ولیّ امر ما در دست مهـدیست این باور و فهم و یقین را دوست داریم ایران مان مـلـک امیـر المـؤمنین است با جان و دل این سرزمین را دوست داریم فـرمـود پـیـغـمـبـر یـدالله اسـت حـیـدر دست خـدا در آسـتـین را دوست داریم هرکس ندارد چـشم دیـدن، کـور گردد نسل امـیـرالمـؤمـنـین را دوست داریم بیـن الـفـبا، حا و سـین و یا و نـون را این حرفهای دلنشین را دوست داریم بیش از هر آنچه عـاشـق نـام حـسیـنیم کار جنون است، این طنین را دوست داریم با " اَلـبـَلاءُ لِـلـولا " مـأنـوس هـسـتـیـم سـخـتـی راه اربـعـیـن را دوست داریم شوق شهـادت حـسرت دیـریـنۀ ماست شمشیرهای در کـمین را دوست داریم وقـتـی سـر مـا را به دامـانـش بگـیـرد آن لحظههای واپـسین را دوست داریم مرثیه خوان روضهاش روح الامین است آن که سرش بر نیزه جسمش بر زمین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات ماه صفری با سیدالشهدا علیهالسلام و داغ هجران امام شهید امت
مجلس به مجلس، شب به شب ما گریه کردیم هرگـز نـیـفـتـادیم از پـا، گریه کردیم آه ای حسینی که تو را مظلوم کشتند خواندیم هر جا روضهات را، گریه کردیم خـیلی برای تو مـلائـک گریه کردند افسوس ما کـمتر از آنها گریه کردیم این اشک، آبِ چشمۀ عفو گناه است نـاپـاکی مـا پـاک شد تا گـریه کردیم ذرات عـالـم مرثـیهخـوان تو هـستـند ما آب هم دیـدیـم، حـتی گـریه کردیم لبتشنه جان دادی کنار رود و ما هم پس قطرهقطره قدر دریا گریه کردیم زهـرا صـدا زد: «یـا بُـنیَّ یـا بُـنیَّ» با نالۀ جـانسـوز مـادر گـریه کردیم در آفتابِ داغِ صحرا پیکرت سوخت با یاد تو در ظِـلّ گـرمـا گریه کردیم داغ رقـیه بیـشتر حـس میشد امسال هر جا یتیمی گفت: بابا، گریه کردیم ای روضهدار این حـسیـنیه، کجایی؟ با جـای خـالی تو، آقـا، گـریه کردیم آنجا که هستی یـاد ما هم باش امسال ما سالها با هم هـمینجا گریه کردیم گـفـتـیم تا دشـمن نـبـیـنـد اشک ما را داغ تو سنـگـین بود، اما گریه کردیم گاهی مـیـان جـمعـیـت فـریـاد کردیم گـاهی ولی آرام و تـنهـا گریه کردیم ما بغض داریم از همان روزی که رفتی گـریه نمیکـردیم، حالا گـریه کردیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
حاجت آوردیم و از قرآن اجابت خواستیم آیه آیه "فتح" خواندیم و رشادت خواستیم مطلعِ سربنـدمان "هـیهـات مناالذلّه" شد از عزیزِ فاطمه عمریست عزّت خواستیم داغها شعله کشید و با حماسه شد عجین تا که مثلِ کوهِ با غیرت، صلابت خواستیم پایِ دین ماندیم و تا حـیدر نگاهمان کُند از حسین بن علی برگِ رضایت خواستیم آمـدیم و در مـحـرّم باز هم مُحـرِم شدیم عینِ یک سائل از این آقا عنایت خواستیم عرش، دارد مثلِ ما پیراهنِ مشکی به تن شد عزادار و از این غمها روایت خواستیم تار و پودش را گره بر ریشهٔ پرچم زدیم از لباس نـوکری بـسیار قـیمت خواستیم شد علَم بر پا و شاهِ عـلقـمه ما را خرید از نگاهِ نافـذش رزقِ بصیـرت خواستیم گریه کردیم و به عشقِ آن امیرِ بیکـفن مرگِ خونین در بلا، در خاکِ غربت خواستیم خواسـتـیم از مـادر سـادات باشد واسطه در میان روضه از مادر، شهادت خواستیم با "سر"ی از تن جدا و پیکری غارت شده با شهیدِ کـربـلا قـدری شباهت خواستیم آن شهیدِ تشنه لب سیراب شد از نیزهها سوختیم و باز هم اما حرارت خواستیم!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
خوشا جانی که نذر جان اولاد پیمبر شد خوشا عمری که عمری در مسیر نوکری سر شد زمین افتاده باش ای دل بزرگت میکنند اینجا ابوذر از سر افـتـادگیهـایش ابـوذر شد تو را این عشق جایی میرساند که نمیدانی همان جایی که جونش چون گلستانها معطر شد مگر بی کربلا این زندگانی ارزشی دارد؟ خوشا هر کس برایش رزق پابوسی مقدر شد اگر دارم بهایی از حسین بن علی دارم به لطف گریه بر او اعتبارم صد برابر شد من از این زندگی چیزی به جز روضه نمیخواهم خوشا چشمی که با اشک عزای او منور شد فدای آن امامی که نماند از پیکرش چیزی به قربان همان جسمی که رفته رفته کمتر شد شنیدم ذبح مکروه است مردم با لب تشنه چه با آب حیات خانه ساقی کـوثر شد؟!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
وقت وداع فـصل بهـاران بگـو حسین در لحظههای بارش باران بگو حسین هرجا دلت گرفت کمی محتشم بخوان هی در میان گریه بگو جان، بگو حسین کشتی شکست خورده که دیدی به کارزار در خاک و خون تپیده به میدان بگو حسین تـغـیـیر کرده است لغـتنـامـههـایـمان زین پس به جای واژۀ عطشان بگو حسین روضه بخوان و لحظۀ طغیان چشم ما همپای چشمههای خروشان بگو حسین دیـدی اگر که جـسم قـمـر زیر آفـتـاب مانده سه روز بین بیـابـان بگو حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
سلام میدهم از دور بر تو و حـرمت سلام من به بـلـندای بـیـرق و عـلـمت ســرودهانــد فــراوان بــرای تــو امــا هنوز نقش کـتـیبهست شعر محـتشمت اگر که سر به هـوا هـستم و پـریـشانم زمین زدم دل خود را به احترام غمت گـداییِ در این خـانـه سـر بـلـنـدم کـرد مرا جدا نکن از خـیـمههای محـترمت چگونه نام تو را هر نفس صدا نکـنم؟ که شامـلم شده یک عـمر دائماً کرمت زمان مـرگ به راهـت دخـیل میبـندم بیا که سـر بگـذارم به محـضر قـدمت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
مرا در عالم ذَر حضرت زهرا سوا کرده برایم آبـرودار آبرویی دست و پـا کرده کنیز روضهات میخواست من هم نوکرت باشم دعای مادرت حاجات مادر را روا کرده شبیه طبل تو خالی؛ نه طبل روضههای تو منم آن پوچی مطلق که عمری ادعا کرده صدایت میزنم با بغض، مثل «کودکیهایم» که در بازار غربت دست مادر را رها کرده به تو امّید دارم من، شـبـیه آن پـسربچه که هر باری زمین افتاده بابا را صدا کرده دلم قیمت گرفته با شکستن، مثل آن قلّک که هر چه داشت را خرج عزادارِ شما کرده فقیرم؛ آن فقیری که غنیتر از سلاطین است خدا خیرش دهد هر کس مرا اینجا گدا کرده شبم روز است، با عکسی که از دیوار میتابد خدا رحمت کند هر کس که گنبد را طلا کرده کـبـوتـر نیـسـتم اما فقط یک آرزو دارم کلاغ قـصۀ غـربت هـوای کـربلا کرده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
دل ما دلشدگان وقف غم توست حسین خـانۀ مـادری مـا حـرم تـوست حـسین همه مـدیـون نفـسهای تو هـستیم فقـط نفسی هست اگر از کرم توست حسین من اگر هـیچ نلـرزد دلـم از طـوفانها تـکـیهام شانۀ سـبز عـلـم توست حسین سربلندم که فقـط پیش تو سر خم کردم هستم آزاده و این لطف کم توست حسین من حـبـیبت نـشدم کاش ظهـیرت باشم جان من پیشکشی بر قدم توست حسین بعد پـیـراهـن خـونین تو ای لالـهتـرین "پرچم سرخ نشان حرم توست حسین" سورۀ یوسف زهـرا چه مقـطع شدهای کمر عشق خم از قـد خم توست حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
اى حسین! ای که ز داغت در و دیوار گریست! هر دل زنده و هـر دیـدۀ بـیدار گریست انبیا را همه دل سوخت به مظلـومى تو اولیا را همگى دیده و دل، زار گریست در دلِ نوح، غـمِ تشنگیات طوفان کرد که به طوفان زد و چون موجِ گران بار گریست گـفت چون واقـعـه کـربـبـلا را جـبریل فـاطمه ناله زد و احـمد مخـتار گریست دید در خوابْ تو را چون به دلِ لُجّۀ خون با دلى غرقه به خون، حیدر کرار گریست بود ذکر عـطشت پیشتـر از خـلقتِ آب ای که ابر، از غم تو بر سر کهسار گریست پیش دریا چو نظر کرد به حالت عباس خونِ دل در عوضِ اشک، علمدار گریست گرچه از تابِ تب و سوز عطش اشک نداشت از غم بیکسیات نرگس بیمار گریست بر زمین ماند تنت ثابت، و سیّار سرت هم به سر هم به تنت، ثابت و سیّار گریست از همه بیش "موید"، دلِ زینب مىسوخت که چو شمعى که بگرید به شب تار گریست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
چـقدر مـانده به دریـا، به آستان حسین پُر از طراوت عشق است آسمان حسین بگو که نام مـرا دل شکـسـته بنـویـسند بگو! که میرسد از راه کاروان حسین هـمیـشه دلنـگـرانم مـباد خـط بخـورد شـنـاسـنـامـهام از نـام دوسـتـان حسین هنوز حسرت آن روز در دلم جاریست به کـربـلا نـرسـیـدیـم در زمان حـسین مرور کردهام این قصه را هزاران بار نمیشود بهخـدا کـهـنه، داسـتان حسین به جستجوی چه هستی؟! از آفتاب بپرس! که هست در همه جای جهان، نشان حسین هنوز میوزد احساس شرم از هر رُود قـصـیدهای نـسرودند نـذر جـان حسین نـداشـتم به جـز این بـیـتهـا رهآوردی که پیشکش کنم آن را به آستان حسین بهار بود، که یک شب به خواب میدیدم به کـربـلا، شدهام باز میـهـمان حسین!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
ای آبـروی چـشم هـمیـشه تـرم حسین! ای سرّ نـیـنـوایی تو در سـرم حـسین! عطر شهادت است که دل میبرد ز من نام تو را همین که به لب میبرم حسین! هر سال بیـشتـر شـدهام مَـحـرم غـمـت امسال از هـمیشه شکـسـتـهترم حسین! لـبـیکگـوی تـوست نه تـنهـا لـبان من لبیکگوی توست رگ حـنجرم حسین! هـفـتـاد بـار بر سـر کـوی تو گر مـرا آتش زنند، باز در این لشکـرم حسین! خـاکـسـتـرم به بـاد رَود گر هـزار بار گوید به شوق و هلهله خاکسترم: حسین از پـیکـرم اگـر که سـرم را جدا کـنند گوید سـرم جـدا و جـدا پـیکـرم حسین بــادا کـه بـارهـا بــدرنــدم درنــدگــان گر لحظهای ز بیعت تو بگذرم حسین! از دامـن تو دسـت نـخـواهم کـشید؛ نه نذر تو کرده است مرا مـادرم؛ حسین!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
خلیل خواست که در راه حق جوان بدهد بنا نبـود کـسی جـز تو امـتـحـان بدهـد نبی شـبیه عـبایی تورا به دوش گرفت که تـار و پود کسا را به ما نشان بدهد کسی که قدر تو را چون حبیب فهمیده رواست پای غمت لحظه لحظه جان بدهد ندیده بود به چشمش زمین، ز خلق کسی که خون کودک خود را به آسمان بدهد نمـاز از تو بجـا مـانـده و سـزاوارست اگـر به نـام تـو هـر مـأذنـه اذان بـدهـد کجاست غـیر حـسیـنیه مکـتـب درسی که پـای روضۀ تو عـشق یـادمان بدهد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
خوشم که دم همه دم یا حسین میگویم به وقت شادی و غم یا حسین میگویم خوشم که خانۀ قلبم حوالی حرم است به یـاد اهل حـرم یا حـسـین میگـویم بلـند گـریه نکـردم مگر برای حـسین به بـنـد بـنـد دلـم یا حـسـیـن میگـویم من از دیار حبیبم چه باکم از پیریست به قـد و قـامت خـم یا حسین میگویم خوشم که دست ابوالفضل جانپناه من است به یاد دست و عـلم یا حسین میگویم همه قـبـیلۀ من عاشق تـوأند! مپرس، چرا قـدم به قـدم یا حـسـیـن میگـویم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
سائل شدیم، شامل لطف و کرم شدیم خوار آمدیم از نفـست، محـتـرم شدیم لب وا نکرده، حاجتمان مستجاب شد وقتی دخیل گوشهای از این عَلَم شدیم چشم امـیـدمـان به نخ پرچم عـزاست پس بی دلیل نیست اگر اهل غم شدیم رفـتـیم اگر بهشت، حـسیـنیه میزنیم با جـمع نوکـران ز ازل همقسم شدیم ماندن به راه عشق تو عین سعادت است شکـر خـدا به پای تو ثـابتقـدم شدیم این زندگی مـاست ببـیـنـیم بعد مرگ در زیر خاک، خاک شریف حرم شدیم دست بریده در همهجا دستگیر ماست حالا که اشکریزِ دو دست قلم شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
کربلا گـفـتم، دلم لـرزید، گفتم: یا حسین اشک روی گونهام غلتید، گفتم: یا حسین باد سـرگـرم نـوازش بود با گـلـبـرگها باغبان هر شاخه گل را چید، گفتم: یا حسین ابرهای آسمان گلرنگ شد وقت غروب رفت در دریای خون خورشید، گفتم: یا حسین رد شدم از صحن سقاخانۀ «شهر بهشت» هر کبوتر آب مینوشید، گفتم: یا حسین داشتم در دست خود تسبیح سرخی از عقیق دانههایش هر طرف پاشید، گفتم: یا حسین نام «ثـارالله» را بـردنـد هفـتاد و دو بار خاطرات جبهه شد تجدید، گفتم: یا حسین حاجیان «روز دهم» گفتند در کوی منا عید قربان است، ما را عید، گفتم: یا حسین در طواف کعبۀ ششگوشه، از من بیدلی، معـنی لـبیک را پرسید، گـفتم: یا حسین قاری قرآن تلاوت کرد از اصحاب کهف برگ قرآن را که میبوسید، گفتم: یا حسین چشم در چشم برادر، دست در دست پدر دختری معصوم میخندید، گفتم: یا حسین شیـرخـواری نازنین با لایلایِ مادرش در دل گهواره میخوابید، گفتم: یا حسین از شقـایق رسم عشق و عاشقی آموخـتم هر کسی داغ برادر دید، گفتم: یا حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
نخستین کس که در مدح تو شعری گفت آدم بود شروع عشق و آغاز غزل شاید همان دم بود نخـستـین اتفـاق تـلختر از تلخ در تاریخ که پشت عرش را خم کرد یک ظهر محرّم بود فتاد از پا کنار رود در آن ظهر دردآلود کسی که عطر نامش آبروی آب زمزم بود دلش میخواست میشد آب شد از شرم، اما حیف دلش میخواست صد جان داشت، اما باز هم کم بود مدینه نه، که حتی مکّه دیگر جای امنی نیست تمام کـربـلا و کوفه غرق ابنملجـم بود اگر در کربلا طوفان نمیشد کس نمیفهمید چرا یک عمر پشت ذوالفقار مرتضی خم بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
حسین ای که از غمت، دلم جدا نمیشود روح بدون عشق تو، رنگ خدا نمیشود کسی بـدون نـام تو، بی خـبر از قیام تو بی مـدد پـیـام تـو، غـم آشـنـا نـمـیشـود قسم به آبـروی تو، به سرخی گـلـوی تو که بی ولای تو ز ما، خدا رضا نمیشود وقت نماز عاشقی، در عـرفات کوی تو غیر بهـشت روی تو، قـبـلهنـما نمیشود "گرد حـرم دویدهام، صفا و مروه دیدهام هـیچ کجـا برای ما، کـربـبـلا نـمیشود" مشـتـری وصـال تو، شیـفـتـۀ جـمـال تو عاشق خط و خال تو، اهل خطا نمیشود آنکه به سینه میزند، دم از مدینه میزند ذکر و نماز صبح او، هیچ قضا نمیشود حسین در همین جهان، تو را بهشت میبرد منـتـظر شفـاعـت و، روز جزا نمیشود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
نـورانیت اشک غـمت را عدمی نیست غمخوار تو را بهتر از این غم نِعَمی نیست هر چند که هم عصر غمم، خانه به دوشم در سینه ولی جز غم ارباب، غمی نیست مقـروض توأم بـابت یک عـمر رفاقـت این قرض ولی پیش نگاهت رقمی نیست تا اشک رفیق است مرا در شب روضه انگار کـنار توأم، این لطف کمی نیست اول قـدم عشق، قـدم سمت حسین است عاشق نشد آن دل که به شوق حرمی نیست بازنده شد آنکس که بهشت از تو طلب کرد جنت که به پیش کـرم تو کـرمی نیست بی عـشـق تـو دیـوار به دیـوار بـلـرزد شهری که خیابان دلش را علمی نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
نگـذار که در حـسرت بـسیار بمیرم در روضهٔ گـودال، تو بگـذار بمیرم جانی طلب توست، بگیرش نگرانم! تـرسم همه این است بـدهکـار بمیرم وقتی سخن از وصل و فراق حرم توست صد بار شوم زنـده و صد بار بمیرم خورشید چه آورده سرِ جسم شریفت!؟ سخت است که در سایهٔ دیوار بمیرم یک عمر شهادت طلـبیدم که نبـینی! در بستر بیـماری و تب، زار بمیرم آن موی پریشان سرِ نی، فلسفهای داشت باید که به عشـق تو گـرفـتار بمـیرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و شب جمعه
تا گردش زمـانه و لیل و نهـار هست نام حسین هست و حسینی شعار هست این نـام پُـر شکـوه بر اوراق روزگار جـاوید هـست تا ورق روزگـار هست تا در دلی ز شوق حقیقت زبانهایست زین حقپرست در همهجا حقگزار هست تا مـوج میخـروشد و تا بحر میتـپـد یاد از خروش او به صف کارزار هست تا سر زند سپـیـده و تا بشـکـفـد سحر خورشید روی او به جهان آشکار هست تا عدل هست، رایت او هر طرف بهپاست تا ظلم هست، نهضت او استوار هست تا در زمانه رسـم یـزید است برقـرار سـودای دادخـواهی او برقـرار هست ای برترین شهید که هر کس خدای را با چشم دل شناخت، تو را دوستدار هست هرگز مـباد خاطر ما خالی از غـمت تا گـردش زمانه و لیل و نهـار هست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
به فتوای جنون طاعت بیابی این اطاعت را بخوان مُهر نماز عاشقان، سنگ ملامت را چنان ماندهست در زیر زبان شیرینی نامش که در سیب بهشتی هم نیابی این حلاوت را طریـقـش، جـلـوۀ انا الیه راجعـون دارد بیا در اربـعـینِ او تـمـاشا کن قیامت را نه تنها قبل رفتن زائـرانش را ببخـشاید که بخشیده به زوارش خدا حق شفاعت را شب جمعه، دعا با چشم غرق اشک میفهمد کنار کعبهای ششگوشه معنای اجابت را به گرمی دشمنش را نیز در آغوش میگیرد نمیخواهد ببیند در نگاه حُر خجالت را به خاتم بخشیاش بر دشمنان، حاتم حسد برده به جا آورده حتی با تنی بی سر سخاوت را سجودش گوشۀ گودال باعث شد که بگذارد خدا در تربت اعلای او شأن عبادت را نگویی: روضه خوان از کاه دارد کوه میساز! بگو این داغِ سنگین کاه سازد کوه طاقت را کنار قـتـلگـاهـش دردهـایم شد فراموشم چنان زینب که برد از خاطرش درد اسارت را
: امتیاز
|
























